راهنمای جامع استاندارد ASME B31.3؛ ضوابط طراحی لولهکشی فرایندی
راهنمای جامع استاندارد ASME B31.3؛ ضوابط طراحی لولهکشی فرایندی
اگر در حوزه طراحی، اجرا یا نظارت بر پروژههای نفت، گاز و پتروشیمی فعالیت دارید، حتماً نام استاندارد ASME B31.3 را شنیدهاید. این استاندارد که به عنوان یکی از مهمترین مراجع طراحی لولهکشی فرایندی در جهان شناخته میشود، مجموعهای از ضوابط طراحی لولهکشی فرایندی را ارائه میدهد که رعایت آنها برای تأمین ایمنی و قابلیت اطمینان سیستمهای لولهکشی ضروری است. در این مقاله، با استناد به یک منبع معتبر فارسی که ترجمه و تفسیری جامع از این استاندارد است، به بررسی عمیق ضوابط طراحی لولهکشی فرایندی، مفاهیم کلیدی، روشهای محاسباتی و الزامات اجرایی آن میپردازیم. هدف ما این است که با زبانی ساده و کاربردی، شما را با آنچه در این استاندارد باید بدانید آشنا کنیم و دیدگاهی روشن از استاندارد طراحی لولهکشی در اختیارتان قرار دهیم.
این مقاله یک مرجع کامل برای مهندسین، کارفرمایان و پیمانکارانی است که به دنبال درک عمیقتر از آییننامه طراحی لولهکشی و کاربردهای عملی آن در صنایع فرایندی هستند. با ما همراه باشید تا از تاریخچه شکلگیری این استاندارد تا جزئیات فنی محاسبات تنش و طراحی اجزا را بررسی کنیم.
فهرست مطالب
- ۱. پیشگفتار؛ چرا استاندارد ASME B31.3 مهم است؟
- ۲. فصل اول: مقدمه و تاریخچه شکلگیری استاندارد
- ۳. فصل دوم: طراحی لولهکشی تحت فشار و اجزای لولهکشی
- ۴. فصل سوم: تحلیل انعطافپذیری سیستمهای لولهکشی
- ۵. فصل چهارم: محدودیتهای لولهکشی و اجزای لولهکشی
- ۶. فصل پنجم: مواد و سیستمهای طبقهبندی مواد
- ۷. جمعبندی و توصیههای اجرایی
۱. پیشگفتار؛ چرا استاندارد ASME B31.3 مهم است؟
استاندارد ASME B31.3 که با نام «لولهکشی فرایندی» شناخته میشود، یکی از کلیدیترین اسناد فنی در صنایع نفت، گاز، پتروشیمی و نیروگاهی است. این استاندارد که توسط انجمن مهندسان مکانیک آمریکا (ASME) تدوین شده، حداقل الزامات طراحی، مواد، ساخت، مونتاژ، بازرسی و آزمایش سیستمهای لولهکشی را مشخص میکند. رعایت این ضوابط طراحی لولهکشی فرایندی نه تنها برای تأمین ایمنی کارکنان و تجهیزات ضروری است، بلکه نقش مهمی در افزایش طول عمر مفید تأسیسات و کاهش هزینههای تعمیر و نگهداری ایفا میکند. در این مقاله، با استناد به ترجمهای جامع از این استاندارد، به بررسی دقیق مفاهیم، فرمولها و الزامات آن خواهیم پرداخت.
بسیاری از فعالان صنعت ممکن است با استاندارد طراحی لولهکشی آشنایی داشته باشند، اما درک عمیق از مبانی نظری و فلسفه پشت آن، به طراحان و مجریان کمک میکند تا تصمیمات بهتری اتخاذ کنند. این استاندارد بر پایه تئوریهای شکست، تحلیل تنشهای اولیه و ثانویه و مفاهیم خستگی مواد بنا شده است که در ادامه به تفصیل به آنها خواهیم پرداخت.
۲. فصل اول: مقدمه و تاریخچه شکلگیری استاندارد
برای درک بهتر ضوابط طراحی لولهکشی فرایندی، بهتر است ابتدا با تاریخچه شکلگیری این استاندارد آشنا شویم. همانطور که در ترجمه کتاب اشاره شده، انفجارهای مهیب دیگهای بخار در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، عامل اصلی تدوین قوانین و استانداردهای ایمنی در این حوزه بود. وقایعی مانند انفجار کشتی بخار «سولتانا» در سال ۱۸۶۵ که منجر به مرگ ۱۵۴۷ نفر شد، یا انفجار در معدن زغال سنگ شاموکین در سال ۱۸۹۴، نشان داد که عدم وجود استانداردهای یکپارچه، چه پیامدهای فاجعهباری به همراه دارد.
این حوادث منجر به تشکیل اولین هیئتهای قانونگذاری در ایالت ماساچوست در سال ۱۹۰۷ شد و به تدریج سایر ایالتها نیز قوانین مشابهی وضع کردند. اما مشکل اصلی، عدم هماهنگی بین این قوانین ایالتی بود. در نهایت، انجمن مهندسان مکانیک آمریکا (ASME) به عنوان یک سازمان پیشرو، تدوین استانداردی یکپارچه برای طراحی، ساخت و بهرهبرداری از دیگهای بخار و مخازن تحت فشار را آغاز کرد. این تلاشها در نهایت به تدوین استاندارد B31.3 منجر شد که امروزه به عنوان یکی از ارکان اصلی استاندارد طراحی لولهکشی در صنایع فرایندی شناخته میشود.
نکته مهمی که در این بخش مطرح میشود، این است که ضوابط طراحی لولهکشی فرایندی یک آییننامه صرفاً مکانیکی نیست، بلکه نتیجه سالها تجربه و درسگرفتن از حوادث تلخ صنعتی است. به همین دلیل، رعایت دقیق این ضوابط نه تنها یک الزام قانونی، بلکه یک تعهد اخلاقی برای تمامی دستاندرکاران صنعت محسوب میشود.
۲-۱. مفاهیم پایه: تنش و محورهای اصلی
یکی از مباحث پایهای در آییننامه طراحی لولهکشی، مفهوم تنش و محورهای اصلی آن است. در هر نقطه از یک سیستم لولهکشی تحت فشار، سه نوع تنش اصلی وجود دارد: تنش طولی، تنش محیطی (حلقوی) و تنش شعاعی. تنش محیطی که به آن تنش حلقوی یا مماسی نیز گفته میشود، مهمترین تنش در طراحی لولههای تحت فشار داخلی است، زیرا مستقیماً با نیروی ترکیدگی لوله مرتبط است.
برای محاسبه این تنشها، از روابط سادهای بر اساس فشار داخلی، قطر و ضخامت لوله استفاده میشود. به عنوان مثال، در یک لوله با فشار داخلی ۸۲۷۵ کیلوپاسکال و قطر خارجی ۳۵۵٫۶ میلیمتر، تنش محیطی حدود ۱۵۵ مگاپاسکال و تنش طولی حدود ۷۷ مگاپاسکال محاسبه میشود. این محاسبات پایهای، اساس ضوابط طراحی لولهکشی فرایندی برای تعیین ضخامت جداره لوله را تشکیل میدهند.
۲-۲. تئوریهای شکست
استاندارد طراحی لولهکشی بر پایه دو تئوری اصلی شکست بنا شده است: تئوری حداکثر تنش اصلی و تئوری حداکثر تنش برشی (TRESCA). در تئوری حداکثر تنش اصلی، فرض بر این است که شکست زمانی رخ میدهد که یکی از تنشهای اصلی از استحکام تسلیم ماده در دمای معین تجاوز کند. اما در تئوری حداکثر تنش برشی، شکست بر اساس نصف تفاضل بزرگترین و کوچکترین تنش اصلی ارزیابی میشود.
کاربرد عملی این تئوریها در ضوابط طراحی لولهکشی فرایندی به این صورت است که طراح با محاسبه تنشهای اصلی و مقایسه آنها با تنشهای مجاز ارائه شده در جداول استاندارد، از ایمنی سیستم اطمینان حاصل میکند. انتخاب صحیح تئوری شکست و درک تفاوت بین تنشهای اولیه و ثانویه، از جمله مهارتهای کلیدی یک طراح لولهکشی است.
۳. فصل دوم: طراحی لولهکشی تحت فشار و اجزای لولهکشی
این فصل از آییننامه طراحی لولهکشی به جزئیات طراحی سیستمهای لولهکشی تحت فشار اختصاص دارد. طراحی لولهکشی فرایندی شامل تعیین ضخامت جداره لوله برای تحمل فشار داخلی و خارجی، طراحی اجزایی مانند خمها، زانوییها، اتصالات انشعابی، فلنجها و همچنین محاسبه تنشهای ناشی از بارهای مختلف است. در ادامه، مهمترین بخشهای این فصل را مرور میکنیم.
۳-۱. ضخامت جداره برای فشار داخلی
یکی از اصلیترین بخشهای ضوابط طراحی لولهکشی فرایندی، تعیین ضخامت مناسب جداره لوله برای تحمل فشار داخلی است. استاندارد B31.3 معادلات مختلفی برای این منظور ارائه میدهد که بر اساس قطر خارجی یا داخلی لوله، تنش مجاز ماده، ضریب کیفیت جوش (E) و ضریب جبران تنش-دما (Y) محاسبه میشوند. به عنوان مثال، برای لولهای با فشار طراحی ۶۰۰ پوند بر اینچ مربع و قطر خارجی ۸٫۶۲۵ اینچ، ضخامت مورد نیاز حدود ۰٫۲۶۲ اینچ محاسبه میشود که در نهایت منجر به انتخاب لوله با شماره جدول (Schedule) ۴۰ میشود.
نکته مهم این است که در محاسبات استاندارد طراحی لولهکشی، علاوه بر ضخامت ناشی از فشار، باید تلرانسهای مربوط به خوردگی، سایش و برداشت سطح (ماشینکاری) نیز در نظر گرفته شود. همچنین ضریب کیفیت جوش (E) نقش مهمی در تعیین ضخامت نهایی دارد. برای لولههای بدون درز، این ضریب برابر با ۱٫۰ و برای لولههای درزجوششده، بسته به روش ساخت، بین ۰٫۶ تا ۱٫۰ متغیر است.
۳-۲. ضخامت جداره برای فشار خارجی
طراحی لولههای تحت فشار خارجی (مانند لولههای خطوط خلأ) یکی از چالشهای ضوابط طراحی لولهکشی فرایندی است. در این حالت، لوله مستعد کمانش و فروریختن است و باید با استفاده از حلقههای سفتکننده (Stiffener Rings) تقویت شود. روش محاسبه بر اساس نمودارهای طراحی ارائه شده در پیوست استاندارد ASME بخش VIII انجام میشود که در آنها با استفاده از ضرایب A و B، حداکثر فشار خارجی مجاز محاسبه میشود.
مثال جالبی که در ترجمه کتاب آمده، مربوط به لولهای با قطر خارجی ۴۸ اینچ و ضخامت ۰٫۳۷۵ اینچ است که تحت فشار خلأ ۱۵ پوند بر اینچ مربع قرار دارد. محاسبات نشان میدهد که بدون حلقه سفتکننده، حداکثر فشار قابل تحمل تنها ۳٫۸ پوند بر اینچ مربع است، اما با نصب حلقههایی با فاصله ۱۴۴ اینچ، این مقدار به ۱۸ پوند بر اینچ مربع افزایش مییابد. این مثال اهمیت استفاده از حلقههای سفتکننده را در طراحی لولههای تحت فشار خارجی به خوبی نشان میدهد.
۳-۳. طراحی خمها و زانوییها
خمها و زانوییها از جمله اجزای حیاتی سیستمهای لولهکشی هستند که در آییننامه طراحی لولهکشی توجه ویژهای به آنها شده است. برای خمهای ساخته شده بر اساس استانداردهای معتبر (مانند ASME B16.9)، نیازی به محاسبات اضافی نیست، اما برای خمهای غیراستاندارد، فرمولهای خاصی برای تعیین ضخامت جداره در نقاط مختلف (شعاع داخلی و خارجی خم) ارائه شده است.
همچنین برای خمهای میتر (مایتر) که از برش و جوشکاری چندین قطعه لوله ساخته میشوند، محدودیتهای فشاری خاصی اعمال میشود. این محدودیتها به گونهای طراحی شدهاند که تنش حلقوی ناشی از فشار از نصف استحکام تسلیم ماده تجاوز نکند. استفاده از خمهای میتر در سیستمهای با فشار بالا نیازمند محاسبات دقیق و رعایت زوایای برش مناسب است که در ضوابط طراحی لولهکشی فرایندی به تفصیل به آنها پرداخته شده است.
۳-۴. اتصالات انشعابی
اتصالات انشعابی (Branch Connections) یکی از حساسترین بخشهای سیستم لولهکشی هستند که در استاندارد طراحی لولهکشی قوانین خاصی برای آنها وضع شده است. زمانی که یک لوله انشعابی به لوله اصلی متصل میشود، نیاز به تقویت محل اتصال برای جبران ضعف ناشی از ایجاد سوراخ در لوله اصلی است. روش تقویت بر اساس محاسبه سطح فلز برداشته شده و مقایسه آن با سطح فلز اضافی موجود در اطراف اتصال انجام میشود.
برای اتصالات انشعابی که با کوپلینگ یا مجرای اکسترود شده ساخته میشوند، نیازی به تقویت اضافی نیست، اما برای اتصالات جوشی معمولی، درصد تقویت مورد نیاز محاسبه میشود. در صورتی که سطح فلز موجود در محل اتصال کمتر از سطح مورد نیاز باشد، باید از بالشتکهای تقویتی استفاده شود. این محاسبات در ضوابط طراحی لولهکشی فرایندی با جزئیات کامل ارائه شده و برای طراحان بسیار کاربردی است.
۳-۵. فلنجها
فلنجها یکی از مهمترین اجزای اتصال در سیستمهای لولهکشی هستند و آییننامه طراحی لولهکشی برای آنها ضوابط مشخصی دارد. فلنجهای ساخته شده بر اساس استاندارد ASME B16.5 در محدوده فشار-دمای تعیین شده، نیاز به تحلیل اضافی ندارند. اما برای شرایط خاص، محاسبات مربوط به فشار معادل، صلبیت فلنج و گشتاور نشتی باید انجام شود.
استاندارد B31.3 برای تعیین درجه فلنج مناسب، از معادلاتی استفاده میکند که بر اساس فشار نامی (PN) و تنش مجاز ماده در دمای طراحی عمل میکنند. همچنین برای جلوگیری از نشتی در فلنجهای تحت بارهای خارجی، روشهایی مانند محاسبه فشار معادل و گشتاور نشتی ارائه شده است. این محاسبات به طراح کمک میکند تا با اطمینان بیشتری فلنج مناسب را انتخاب کند.
۳-۶. اتصالات انبساطی
اتصالات انبساطی (Expansion Joints) برای جبران تغییرات طول ناشی از انبساط حرارتی در سیستمهای لولهکشی به کار میروند. ضوابط طراحی لولهکشی فرایندی برای این اتصالات، ملاحظات ویژهای دارد، زیرا آنها نقاط حساسی هستند که در صورت طراحی نادرست، میتوانند منبع نشتی یا حتی شکست شوند.
مهمترین نکته در طراحی اتصالات انبساطی، محاسبه نیروی فشاری (Pressure Thrust) است که بر اثر فشار داخلی به دیوارههای اتصال وارد میشود. برای اتصالات نوع آکاردئونی، این نیرو میتواند بسیار زیاد باشد و نیاز به استفاده از لنگرهای خارجی برای مهار آن دارد. همچنین فاصلهگذاری مناسب بین راهنماها (Guides) برای جلوگیری از کمانش اتصال انبساطی از دیگر نکات کلیدی در این بخش از استاندارد طراحی لولهکشی است.
۴. فصل سوم: تحلیل انعطافپذیری سیستمهای لولهکشی
یکی از مهمترین مباحث در ضوابط طراحی لولهکشی فرایندی، تحلیل انعطافپذیری سیستمهای لولهکشی است. این تحلیل به منظور اطمینان از اینکه سیستم لولهکشی بتواند تغییرات ابعادی ناشی از انبساط و انقباض حرارتی را بدون ایجاد تنشهای بیش از حد تحمل کند، انجام میشود. در این بخش، مفاهیم کلیدی این تحلیل را بررسی میکنیم.
۴-۱. محدوده تنش مجاز
در آییننامه طراحی لولهکشی، محدوده تنش مجاز (Allowable Stress Range) بر اساس دو معادله اصلی تعیین میشود. معادله اول (1a) برای محاسبه تنش مجاز سیستم و معادله دوم (1b) برای محاسبه تنش مجاز اجزای منفرد به کار میرود. در این معادلات، از تنشهای مجاز سرد (Sc) و گرم (Sh) و همچنین ضریب کاهش محدوده تنش (f) استفاده میشود که به تعداد چرخههای حرارتی در طول عمر سیستم بستگی دارد.
ضریب f که در استاندارد طراحی لولهکشی با استفاده از جدول یا فرمول ارائه شده، نشاندهنده کاهش تنش مجاز با افزایش تعداد چرخههای حرارتی است. به عنوان مثال، برای سیستمی با ۱۸۰۰۰ چرخه حرارتی، ضریب f برابر با ۰٫۸ است. این رویکرد نشان میدهد که ضوابط طراحی لولهکشی فرایندی به پدیده خستگی مواد توجه ویژهای دارند و برای سیستمهایی با چرخههای حرارتی بیشتر، محافظهکارانهتر عمل میکنند.
۴-۲. محدوده تنش جابهجایی
محدوده تنش جابهجایی (Displacement Stress Range) که با نماد SE نشان داده میشود، بر اساس ترکیب تنشهای خمشی و پیچشی ناشی از انبساط حرارتی محاسبه میشود. در این محاسبات، از ضرایب تشدید تنش (SIF) برای اجزایی مانند زانوییها و اتصالات انشعابی استفاده میشود که تنش را در آن نقاط تشدید میکنند.
مثالهای ارائه شده در ترجمه کتاب، نحوه محاسبه SE را برای یک زانویی و یک اتصال انشعابی به خوبی نشان میدهند. در این محاسبات، ابتدا تنش خمشی برآیند و سپس تنش پیچشی محاسبه شده و در نهایت SE با استفاده از فرمول مربوطه به دست میآید. مقایسه SE با تنش مجاز SA نشاندهنده کفایت یا عدم کفایت طراحی از نظر انعطافپذیری است.
۴-۳. بارهای ناشی از باد و زلزله
در ضوابط طراحی لولهکشی فرایندی، اثرات بارهای محیطی مانند باد و زلزله نیز باید در تحلیل سیستم لحاظ شود. استاندارد B31.3 طراحان را به استفاده از مراجع معتبری مانند ASCE 7-93 برای محاسبه این بارها راهنمایی میکند. برای بارهای باد، فشار سرعتی بر اساس ارتفاع و منطقه جغرافیایی محاسبه شده و سپس با استفاده از ضرایب نیرو، بار وارد بر لوله تعیین میشود.
برای بارهای زلزله، از ضرایب لرزهای بر اساس نوع خاک و شتاب طراحی استفاده میشود. ترکیب تنشهای ناشی از این بارهای نامتداوم با تنشهای ناشی از بارهای نگهدارنده (وزن و فشار) باید تحت نظارت استاندارد طراحی لولهکشی قرار گیرد و از تجاوز آن از حدود مجاز (معمولاً ۱٫۳۳ برابر تنش مجاز پایه) جلوگیری شود.
۵. فصل چهارم: محدودیتهای لولهکشی و اجزای لولهکشی
در این فصل از آییننامه طراحی لولهکشی، به محدودیتهای اعمال شده بر سیستمهای لولهکشی بر اساس نوع سیال و شرایط بهرهبرداری پرداخته میشود. استاندارد B31.3 سه دسته کلی برای سرویسهای سیال تعریف میکند: سرویس سیال معمولی (Normal Fluid Service)، سرویس سیال رده M (Category M) که شامل سیالات سمی است، و سرویس سیال فشار بالا (High Pressure Fluid Service). هر یک از این دستهها، الزامات خاص خود را برای طراحی، مواد، ساخت، بازرسی و آزمایش دارند.
همچنین استاندارد، شرایط چرخهای سخت (Severe Cyclic Conditions) را به عنوان وضعیتی تعریف میکند که در آن تعداد چرخههای تنش یا دامنه تغییرات تنش از حد مشخصی تجاوز کند. در چنین شرایطی، انتخاب اجزای لولهکشی و معیارهای پذیرش جوشها سختگیرانهتر میشود. این بخش از ضوابط طراحی لولهکشی فرایندی به طراحان کمک میکند تا بر اساس ریسکهای موجود، تصمیمات مناسبتری اتخاذ کنند.
۶. فصل پنجم: مواد و سیستمهای طبقهبندی مواد
انتخاب ماده مناسب برای لولهکشی یکی از مهمترین مراحل طراحی است و استاندارد طراحی لولهکشی در این زمینه راهنماییهای جامعی ارائه میدهد. استاندارد B31.3 مواد را بر اساس مشخصات ASTM طبقهبندی میکند و در جدول A-1 خود، تنشهای مجاز را برای طیف وسیعی از مواد در دماهای مختلف ارائه میدهد. این جدول که شامل فولادهای کربنی، آلیاژهای نیکل، فولادهای زنگنزن، تیتانیوم و سایر مواد است، مرجع اصلی طراحان برای انتخاب ماده محسوب میشود.
در این بخش از آییننامه طراحی لولهکشی، همچنین به سیستمهای نامگذاری مواد مانند سیستم AISI برای فولادها، سیستم ACI برای آلیاژهای ریختهگری و سیستم AA برای آلومینیوم اشاره شده است. درک این سیستمهای نامگذاری برای کاربرانی که با استانداردهای مختلف سر و کار دارند، بسیار مفید است.
نکته بسیار مهمی که در این فصل به آن اشاره شده، رفتار مواد در دماهای بالا و پدیده خزش است. برای موادی مانند فولادهای کربنی، تنش مجاز در دماهای بالاتر از ۷۰۰ درجه فارنهایت به صورت غیرخطی کاهش مییابد. این موضوع در ضوابط طراحی لولهکشی فرایندی به عنوان یک هشدار جدی مطرح شده و طراحان باید در انتخاب ماده برای سیستمهای با دمای بالا، دقت کافی به خرج دهند.
۷. جمعبندی و توصیههای اجرایی
در این مقاله جامع، به بررسی عمیق ضوابط طراحی لولهکشی فرایندی بر اساس استاندارد ASME B31.3 پرداختیم. از تاریخچه شکلگیری این استاندارد که ریشه در حوادث تلخ صنعتی داشت، تا مفاهیم پایهای مانند تنشهای اصلی و تئوریهای شکست، و سپس جزئیات طراحی تحت فشار، تحلیل انعطافپذیری، انتخاب مواد و محدودیتهای مربوط به سرویسهای مختلف را مرور کردیم.
استاندارد طراحی لولهکشی B31.3 یک ابزار قدرتمند برای طراحان است، اما به یاد داشته باشید که این استاندارد یک کتاب راهنمای طراحی نیست و جایگزین دانش و تخصص مهندسی نمیشود. بلکه حداقل الزاماتی را ارائه میدهد که رعایت آنها برای تأمین ایمنی و قابلیت اطمینان سیستمهای لولهکشی ضروری است. توصیه میشود که طراحان علاوه بر تسلط بر این استاندارد، از سایر مراجع معتبر مانند ASME Section VIII، API 520 و 521 و EJMA نیز برای طراحی های خاص استفاده کنند.
در پایان، به چند نکته اجرایی مهم بر اساس آییننامه طراحی لولهکشی اشاره میکنیم:
- انتخاب ماده مناسب: حتماً به دمای طراحی، خوردگی و سایش توجه کنید و از جدول A-1 استاندارد برای تعیین تنش مجاز استفاده کنید.
- تحلیل انعطافپذیری: برای سیستمهای با دمای بالا یا اختلاف دمای زیاد، تحلیل دقیق انعطافپذیری انجام دهید و از ضرایب تشدید تنش (SIF) برای اجزای خاص استفاده کنید.
- اتصالات انشعابی: برای تمام اتصالات انشعابی، نیاز به تقویت را محاسبه کرده و در صورت نیاز از بالشتک استفاده کنید.
- فلنجها: ضمن رعایت محدوده فشار-دمای استاندارد ASME B16.5، برای فلنجهای تحت بارهای خارجی، محاسبه فشار معادل و گشتاور نشتی را انجام دهید.
- تکیهگاهها: فاصلهگذاری مناسب تکیهگاهها را بر اساس وزن لوله، سیال و عایق محاسبه کنید و برای سیستمهای با جابهجایی حرارتی، از تکیهگاههای فنری استفاده کنید.
- بازرسی و آزمایش: الزامات بازرسی و آزمایش هیدرواستاتیک را بر اساس سرویس سیال و شرایط طراحی رعایت کنید.
با رعایت این نکات و بهکارگیری صحیح ضوابط طراحی لولهکشی فرایندی، میتوانید سیستمهای لولهکشی ایمن، قابل اعتماد و با طول عمر بالا طراحی کنید.
دانلود راهنمای استاندارد ASME B.31.3
ترجمه کتاب راهنمای استاندارد ASME B31.3 ویژه طراحی و لوله کشی فرایندی به همراه توضیحات کامل در خصوص این استاندارد و حل مسائل مختلف جهت تفهیم استاندارد طراحی لوله کشی در پتروشیمی می باشد که جهت استفاده شما همکاران قرار دادیم. ترجمه حاضر بخش سوم از این استاندارد را بررسی می کند.
ترجمه کتاب راهنمای استاندارد ASME B31.3





4 دیدگاه. دیدگاه تازه ای بنویسید
آشنایی با استاندارد B31.3 و دستورالعمل های اجرایی piping
Dear Moinuddin Tawakkul
Thank you so much for your valuable time to update the standards and sharing in public platform. Not everyone can do this, you are special…
Hi sir
thank you very much and glad to know you
قسمت تفسیر رادیوگرافی azme b31.3